برادر گمشده‌ی خواهران برونته

ارسال شده در
برادر گمشده‌ی خواهران برونته

 معروف‌ترین نقاشی از خواهران برونته در گالری ملی پرتره واقع در لندن، قرار دارد. در این پرتره که شامل: آن(خواهر کوچک)، امیلی و خواهر بزرگتر یعنی شارلوت می‌شود که دور میز کوچکی حلقه زده‌اند و کتابی در دست دارند. دو خواهر بزرگتر توسط ستونی از دیگر خواهرشان جدا شده‌اند.

به باور اکثر منتقدین این اثر در سال ۱۸۳۴ کشیده شده است؛ زمانی که خواهران برونته دوران نوجوانی خود را می‌گذراندند. این نقاشی اولین بار در سال ۱۸۵۳ توسط الیزابت گسکل به همگان شناخته شد. گسکل در سال ۱۸۵۷ زندگی‌نامه‌ی شارلوت برونته را به چاپ رساند.

خالق این اثر به تنها عضو مرد خانواده‌ بازمی‌گردد؛ “برنول”. در ۲ قرنی که از سن این نقاشی می‌گذرد، همواره روح سرگردان و بی‌رنگی پشت ستون داخل نقاشی(که خوهران را از هم جدا ساخته) ظاهر شده است.

با انجام آزمایشاتی در سال ۲۰۱۵، مشخص شد که این روح، خود “برنول” می‌باشد. گویا در نقاشی اصلی برنول جای ستون قرار دارد که به دلیل خاصی از نقاشی حذف شده است.

برنول را همواره گوسفند سیاه خانواده‌ی برونته می‌نامند؛ کسی که تا ابد در سایه‌ی خواهران موفق و بزرگش دفن شده است.

خواهران برونته با آثار خود به شهرت جهانی رسیده‌اند؛ آثاری مانند: “بلندی‌های بادگیر “ و  “جین ایر”. ولیکن کمتر کسی با زندگی برادر آنها یعنی برنول آشنا می‌باشد. برنول همیشه آرزوی هنرمندی موفق بودن را با خود به دوش می‌کشید؛ آرزویی که هیچگاه به ثمر نرسید. او در سن ۳۱ سالگی و در حالیکه به الکل و تریاک معتاد شده بود، فوت کرد. تئوری‌های جالبی نیز بر سر موضوع مرگ برنول مطرح شده است؛ یکی از بحث‌برانگیز‌ترین آنها این می‌باشد که در اصل برنول کتاب‌های خواهرانش را نوشته و در آخر به نام آنها به انتشار رسانده است.

اگر نگاه دقیق‌تری به زندگی برنول بیندازیم، متوجه میشویم که او نه تنها هنرمندی بااستعداد و شکست‌خورده نبوده، بلکه زندگی‌‌ای تراژدی‌وار را پشت سر گذاشت که مملوء از شکست، جاه‌طلبی‌های پوچ و رویاهای به ثمر نرسیده، بوده است.

شارلوت در سال ۱۸۱۶، برنول ۱۸۱۷، امیلی ۱۸۱۸ و آن در سال ۱۸۲۰ به دنیا آمدند. نویسنده‌ی معروف “سیمون آرمیتیج” در رابطه با برنول می‌گوید: “ من به شدت شخصیت برنول را جالب می‌بینم، او شخصیتی در پشت زمینه خانواده برونته بود که همواره فضای اسرارآمیزی به آنها می‌دهد، برنول توانست به معنای واقعی(همانطور که در پرتره می‌بینید) تصویر خود را از خانواده حذف کند”.

برنول در واقع چهارمین عضو خانواده برونته بود. دو فرزندی که پیش از او متولد شدند(ماریا و الیزابت) در سال ۱۸۲۵ فوت کردند.  مادر خانواده؛ ماریا برنول، سال ۱۸۲۱ فوت کرد و خواهر او(الیزابت) به خانه‌ی آنها سفر کرد تا با کمک پدر آنها(پاتریک)، چهار فرزند باقی مانده‌ی خانواده را تربیت و بزرگ کند.

برنول عمدتا توسط خاله‌اش (الیزابت) و مدرس‌های خصوصی آموزش می‌دید. برنول کودک کنجکاوی بود که از هوش کمی نیز برخوردار نبود. او انگیزه‌ی زیادی داشت تا به یک نویسنده یا یک شاعر تبدیل شود. شخصیت گمراه‌کننده‌ی او و خلاقیت‌هایش بر روی خواهرانش و آثار آنها تاثیر داشته است.

ارمیتیچ میگوید: “ به نظر من او(برنول) تاثیر زیادی بر روی خواهرانش داشته و به دوند خلاقیت و نویسندگی‌ آنها کمک کرده است. او شخصیتی هیجان‌انگیز و جالب بود که وسعت تاثیرش را تنها می‌توانیم حدس بزنیم”.

برنول برونته
«نقاشی‌ای که به برنول منتسب می‌باشد»

از دهه ۱۹۲۰ نظریه‌ای دنیای ادبیات را فرا گرفت، مبنی بر اینکه در اصل برنول رمان “بلندی‌های بادگیر” را نوشته است. این نظریه در دنیای نقد امروزی به شدت زیر سوال می‌رود و حتی توسط برخی از منتقدین به سخره گرفته می‌شود.

منتقدان فمینیست ادبی، اعتقاد دارند که این نظریه و نظریه‌های مشابه به آن تنها به هدف استمرارسازی و قوت “قدرت مردانه” می‌باشد. به گفته‌ی آرمیتیچ نیز برنول به شاعری و نقاشی علاقه‌مند بود که هیچگاه نتوانست در آنها به موفقیت برسد.

برنول در طول زندگی خود به شغل‌ها و کارهای زیادی پرداخت که متاسفانه هیچ‌کدام به نتیجه نرسیدند؛ مشکلات شخصیتی، مصرف تریاک و الکل و کمبود استعداد همواره گریبان‌گیر او بود و این مشکلات نیز مطمئنا اجازه‌ی نوشتن رمانی همانند “بلندی‌های بادگیر” را به او نمی‌دادند.

۰ دیدگاه

پیام شما با موفقیت ارسال شد و پس از تایید نمایش داده خواهد شد

مشکلی در ارسال پیام به وجود آمده

دیدگاه خود را بیان کنید

آدرس پست الکترونیک شما به کسی نمایش داده نمی‌شود